تبلیغات
نور الهی
» همرنگ خوبان باش
» چکار کنیم در نماز حضرت قلب
» معدن هدایت کجاست
» معدن هدایت کجاست
» چرا نماز می خوانیم قسمت سوم
» درس مثنوی جلسه دوم
» چرا نماز می خوانیم
» درس مقوی جلسه اول
» درس مقوی جلسه اول
» فضلیت شب نیمه ای القعده
» چرا دورغ نگوییم
» اینجا کشور ربا خوار ه دزدهاست
» ضامن آهو افسانه یا واقعیت
» آیه ۷۶
» چله کلمیه
 نور الهی
درباره ما
بسم الله الرحمن الرحیم
نویسندگان
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
ابر برچسب‌ها
همرنگ خوبان باش
+ نویسنده سید هاشم حسینی گل افشانی در 05:53 ب.ظ | نظرات()

درسهای از قرآن..........چرا نماز بخوانیم
جلسه ششم
بسم الله الرحمن الرحیم...... اللهم صل علی محمد وال محمد

و اقیموا الصلاه و آتوا الزكاه

..به پا به دارید نماز را.....وزکات بدهید
زکات یعنی.....بخششش بخشندگی داشته باشد ....دست به جیب بشوید
اهل بخشش باشید....عالم.... عالم بخشش می باشد
ندیدم ...دیدی سایه اش. این بفروشد به زمین رایگان
می‌بخشد ناروان شاخه خود. را به کلاغ
دیدید بین شاخ درخت وکلاغ قراداداجاره بسته بشود
دیدی یک گنجشکی روی درختی یک گوشه ای برای لانه خودش اجاره کرده باشد....عالم...عالم بخشش ایثارونثار می‌باشد

 و آتوا الزكاه .....قرآن به بخشش می‌گوید زکات
زکات یک معنای آن رشد می‌باشد
چرا به بخشش می‌گوید زکات ..چون انسان وقتی که می بخشد
داشته هاش رشد می کند ..بین درخت گیلاس امسال اگر دوتا صندوق بار داد...سال دیگر چهارتا صندوق می دهد.بخشش افزایش می آورد
هرچیزی که در راه خدا  بخشید ه شود .کاسته نمی شود ...افزده میشود
نان دهی از بر حق نانت دهند....جان دهی از بر حق جانت دهند
اونوقت نانی که تو میدهی  با اون نانی که خدا بهت می دهد
چقدر فرق دارد خیلی فاصله هست
اون جانی که تو میدهی با جانی که خدا بهت میده خیلی فرق دارد
پس بخششش مایع افزایش می باشد.
شما بینید در بعضی محلها .بعضی هستند .ریش سفیدی میکنند
همیشه پا پیش می گذارند تا گرهی باز بشود...تا دونفر با هم وصلت کنند
تاپیک نزاع در گیری کشمکشی پایان پیدا بکند
آبروی خودشان را خرج می کنند ...ببینم اینهایی که آبروشون خرج و هزینه کردند ...کم آبرو شدند ...بی آبرو شدند. ..یا آبرومند تر از اونها وجود ندارد....یا محترم تر از اونها ومعتبر تر از اونها وموجه تر از انها پیدا نمی کنید...آبروش گذاشت کم که نشد هیچ .بیشتر هم شد...بخشش مایع کاستنی نیست.بخل مایع کاستی...این درخت نارنج اگر شما نارنج هایش نچنی
بارش سال بعد خیلی کم میشود . میگویند اگر بخواهی بارش بیشتر شود.
باید بچنی ... واقعا
همینطور ...باید بخشش اتفاق بیفتد تا اموالش فزونی پیدا کند

 و آتوا الزكاه
یک معنای دگر زکات تزکیه و پاکی می باشد
چون انسان با بخشش پاک می شود ...زلال میشود
نه فقط مالش پاک می شود ...خودش هم پاک و زلال می شود
این استخر ها شما ببیند چقدر پاک وزلالند...چرا ....چون دور تا دورشان
یک در بچه های هست. ازاون دریجه آب خودشان را سر ریز می کنند
هوای پیرامون شأن.  دارند...به همین خاطر زلالند و شفافند و پاکند
انسانی که اهل بخشش باشد یک زلالی وپاکی وطهارت  خاصی پیدا میکند
ولذا قرآن می فرماید... و آتوا الزكاه ..ببخشید.. بخشش کنید ....بخشنده باشید

 واركعوا مع الراكعین....بین درنمازت دوتا حرکت هست که در اوج
عظمت وشرافت هست یکی اونجای که خم میشوی واسمش رکوع می‌باشد...یکی هم اونجای که به خاک می افتی واسمش سجده هست
نماز هست ورکوعش ...نماز هست سجوده اش به همین خاطر  خداوند توی قرآن که بگویید اقیمواالصلا ه نماز بخوانید
  میفرماید .... واركعوا....رکوع کنید ....یعنی چی..نماز بخوانید
حالا چرا فرمود رکوع ...ازبین همه ارکان واجزا نماز رکوع. را انتخاب کرد
چون رکوع ...رکن بسیار عظیم وبا عظمتی می باشد
گاهی وقتها بجای اینکه بگوید ...صلوا ....نماز بخوانید یا اقیمواالصلا
نماز را بپا بدارید. می فرماید.....سجده کنید وچرا...چون سجده در نماز ازاوج جایگاه والای وبلندی برخورد داره.
گاهی هم باهم می فرماید ...رکوع و سجده کنید
پس چه قرآن  بفرماید ....نماز بخوانید....رکوع کنید ..ویا سجده کنید
همه اش یک معنا دارد.یعنی نماز بخوانید .ولذا در اینجا می فرماید

 واركعوا ....رکوع کنید.....نماز بخوانید

  مع الراكعین....همانطوری که دیگران نماز می خوانند
شما هم همراه آنان بنماز به ایستیدد ...جالب آغاز آیه فرمود .... اقیمواالصلا ....نماز بخوانید ودر آخر آیه می فرماید
...
 واركعوا مع الراكعین.  بازهم می گوید ..نماز بخوانید  .اینکه هر  دتای آن
یکی می باشد ...بله یکی هست.ولی این یکی خیلی مهم هست.
نماز خیلی مهمه .....مهم بودنش را می خواهد به تصویر بکشد..لذا دو
بار می گوید....و به دوگونه....در حقیقت این آیه میدانی دارد چه می گوید
اگر بخواهیم در سه کلمه خلاصه کنیم....نماز.....کمک.....نماز
زندگی توباید یک چنین زندگی باشد ..نماز ....کمک.....نماز
با نمازت دستی به آسمان بلند می کنی....بسوی خدا ....باکمکت هم دستی
به سوی خلق خدا تا از آنها دست گیری کنی...تا دستگیری ی نکنی دستت را نمی گیرند...

 واركعوا مع الراكعین .....رکوع کنید با رکوع کنندگان ....نماز بخوانید با نماز خونها ....چرا  که الراکعین...خوب ...می‌فرمود... وارکعو

اگر کسی به شما گفت چرا نماز می خوانید به اون بگو نماز می خوانم
چون خوبان عالم نماز می خوانند .پیامبر صلوات الله علیه نماز می خواند
علی علیه السلام نماز می خواند واصلا توی محراب نماز به شهادت رسید
من وقتی که نماز می خوانم همرنگ می شوم با خوبان عالم
اگر نماز نخوانم همرنگ می شوم با کیه ها باشرروان عالم
تو توبگو من همرنگ خوب‌ها باشم بهتره یا همرنگ بد ها
کدامش بهتره اگرگفتن قبول چرا اون خوبان عالم نماز می خوانند چرا
علیه السلام و فاطمه الزهرا سلام الله علیهانماز می خواند  بگو نماز چیزی جز ذکر نیست به حکم قرآن تمام هستی درحال ذکر خداست  .
یعنی درحال نمازند....درحال رکوع و سجود می باشند
پیامبر و علی و فاطمه علیهالسلام می فرمایند.همه عالم در نماز ..درحال ذکراند درحال تسبیح اند چرا من نباشم ... سعدی می گوید
مرغ تسبیح خوان من خاموش ....این مرغها دارند ذکر خدا می گویند
چراکه من نگویم ....این یعنی کس که نماز می خواند .داردهمراه می شود
گائنات وکسیکه نماز نمی‌خواند دارد برخلاف سیروجریان همه کائنات حرکت می کند .معلوم که میشکند ..معلوم که داغون می شود
شما یک نهری جاری  که شتاب چندانی هم ندارد ... وقتی که برخلاف جریان آن حرکت می کنی خسته نمی شوی. نمی ببری چقدر می توانی پیش بروی
بارم می کنی خیلی از خستگی ها وافسردگی ما برای هست که داریم برخلاف جریان کائنات حرکت می کنیم .همه کائنات به حکم قرآن کریم در حال ذکر خدا هستند. ماغافل هستیم .......ما  داریم برخلاف جریان حرکت  میکنیم
معلوم خسته  وافسرده  گسل می شویم معلوم کم میآریم  ومیببریم
پس انسان با نمازش همرنگ خوبان می شود ...بانمازش همراه با کائنات می شود ولذا قرآن می فرماید....
 واركعوا مع الراكعین .....همه عالم راکع ..همه عالم درحال رکوع یعنی
درحال نماز شما هم درحال نماز باشید ..همه عالم در برابر خدا سر خم میکند شماهم سر خم کنید




چکار کنیم در نماز حضرت قلب
+ نویسنده سید هاشم حسینی گل افشانی در 06:13 ب.ظ | نظرات()
درسهای از قرآن جلسه پنجم
بسم الله الرحمن الرحیم..... اللهم صل علی محمد وال محمد

چکار کنیم که در نماز مان خدا حضور داشته باشد ؟
حافظ نسخه آنرا پیچید
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ 
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
می گوید می خواهی خدا درنمازت حضور پیدا کند
می خواهی نمازت در آن معنا  حضور داشته باشد
پیش از نماز باید از او غایب نباشی اگر پیش از نماز خدا
در رفتار تو حضور داشت.درنماز هم حضور خواهد داشت
یا تان باشد نماز وقت برداشت.هر برداشتی هم یک کاشتی دارد
کاشت قبل از نماز ....درهرکاری اگر خدا را در نظر داشته باشی
خدا را دیدی ....برداشتش وقت نماز می باشد .باید همواره خدا
د ر نمازت باشد. چون هر دیدی باز دیدی دارد
.بازدید خدا وقت نماز می باشد
پس نماز اگر اثری داشته باشد...اگر بالا رفتنی داشته باشد 
اگر معراجی داشته باشد .به اقدامات قبلش برمی گرده
اینه که پرش با نیزه می کنند.هر قدر که حرفه‌ای وحریف باشند
نیزه بدهی دستش در جا نمی تواند زمین بزنه وبالا برود 
باید قبلش قدم‌های برداشته باشد .نماز هم پرش با نیزه است
همین که الله اکبر بگویند ...تو هم الله اکبر بگوی که بالا نمی روی
باید قبلش یک قدم‌های بر داشته باشی.. این حرف ها را یکبار ویکشبه نباید توقع داشت....آرام  آرام معنا پیدا می کند
شما به آسمان نگاه بکن پرنده ها را می بینی . پرنده های که دارند پرواز می کنند...هیچ یک از این‌ها پرواز را با پرواز شروع نکردند
اول بلند شدن ..بلند شدن را تمرین کردند .اینقدر بلند شدن افتادن 
...بلند شدن افتادن..که تواستند  رو پاهای شأن به ایستند
بعد راه افتادن ...راه افتادن را تمرین کردند ..بعد دویدن  دویدن را تمرین کردند
در آخر پرواز کردن .در آخر اوج گرفتن 
واقیموا الصلا ه .....این نماز را به پا دارید
ویادتان باشد نماز ویژه امت اسلام نیست
همه ادیان وهمه انبیا و همه امت ها نماز داشته اند
درهمین قرآن آمده که خداوند به حضرت موسی فرمود
موسی نماز را بپا بدار که نماز ذکر من ویادمن است
عیسی مسیح فرمود ...خداوند منرا به نماز سفارش کرده
البته کیفیت ها در ادیان متفاوت بود. نمازی که قوم موسی و عیسی می خواننند ....باز نمازی که ما میخوانیم متفاوت است
کیفیت ها را هم انبیا مشخص می کردند..خداوند فقط خطوط کلی را می داد.... واقیموا الصلا ه نماز را بخوانید کیفیت را انبیاء تعیین می کنند
همانطوری که قرآن به ما می گوید اقیمو ا الصلا ه ...اما این نماز چند نوبت
هر نوبت به چه کفیت دیگه بیان نمی کند ....بیان در قرآن می فرماید
 به عهده پیامبر صلوات الله علیه می باشد .... ودرادامه البته.به عهده اهلبیت می‌باشد ..و آنها هرچه می گویند 
از پیش خودشان نمی گویند ...از قرآن می گویند و از دل همین آیات بیرون
می کشند.. 
پیامبر صلوات الله علیه از دل همین اقیمواالصلاه بیرون می کشد .که نماز را چند وعده باید بخوانی ودر وعده به چه کیفیت باید بخوانی. صبح دورکعت....ظهر چهاررکعت ....عصر چهار رکعت ...مغرب سه رکعت وعشا چهاررکعت باید بخوانی .و سفر و مسافرت چهار رکعتی ها را دورکعت آنهم به این کیفیت و اون کیفیت همه این کیفیت ها از دل همین کلمه بیرون می آید ..چه جوری ؟ همانطور ی که خاک از دانه بیرون می کشد
یک دانه گندم شمابگیر برابرت نگاه اش کن ...ریشه داره نه....ساقه داره نه...برگ داره نه.. خوشه داره. نه...ولی همه اینها را دارد.کو ...درون خودش می باشد ولی شما نمیتوانید ببنی....شما نمی توانی بیرون بکشی
این کار کار خاک می باشد.خاک میدانید به دانه که ریشه نمی دهد
خاک ریشه دانه را بیرون می آورد.خاک که به دانه ساقه وبرک وخوشه نمی دهد ...مامایی می کند .اینها را از درونش بیرون می کشد
پیامبر صلوات الله علیه با واژه  اقیمو اللصلاه همین کار را می کند

همه آن جزئیات ها وکیفیت ها را اون بیرون می کشد
 بعد بعضی میگن این همه کیفیات و جزئیات که شما درباره حجاب می گوید کجای قرآن گفته....هیچ کجای قرآن اینها در بیانات پیامبر صلوات الله وائمه علیه‌السلام آمده...خوب آنهااز کجا می گویند ...از همین آیات قرآن می گویند....ازکجای قرآن بیرون کشید ن ...
از همانجای که خاک از دل دانه گندم خوشه بیرون کشیده از همانجا 
بخاطر همین که پیامبر صلوات الله علیه می فرماید ..کتاب الله عترتی
مردم کتاب خدا  قرآن باید با اهل بیت من باشد.و اهلبیت باید درکنار قرآن من باشد



معدن هدایت کجاست
+ نویسنده سید هاشم حسینی گل افشانی در 10:38 ق.ظ | نظرات()
درس مثنوی جلسه سوم.....معدن هدایت کجاست
بسم الله الرحمن الرحیم.... اللهم صل علی محمد وآل محمد

رگ رگست این آب شیرین و آب شور

درخلایق میرودتانفخ صور

رگ رگ.... یعنی رشته رشته  ....جوی حوی ....آب شیرین....آب شور 
کنایه از حق وباطل می باشد ..حق ا تشبیه کرده به آب شیرین وباطل را تسبیه کرده به آب شور...نفخ صور..یعنی قیامت ...خوده نفخ..یعنی دمیدن...صور ....یعنی شیپور ...قیامت دقیقا شبیه این است که
یک کسی توی سرباز خانه ای شیپوری دست بگیره در آن بدمد
با دمیدن اون آوازی بلند بشود ...صدایی شنیده بشود..وسربازهای خفته وخوابیده بیدارشو ند...می گوید قیامت یک چنین مثال وتمثلی دارد
نه آنکه یک فرشته می آید یک شیپور بلندی جلوی دهانش میگیرد
ودر آن می دمد..نه این مثال واین تمثیل واین تشبه می باشد
قیامت یک همچنین قصه حکایتی دارد....انگار که توی شیپوری به دمند
ویکباره  وهمه از جا برخیزند .به همین خاطر به قیامت ..نفخ صور گفته می شود.. می‌گوید چطور آب شیرین برای خودش یک جوی خاصی دارد
توی آن جوی حرکت می کند وپیش می رود....چطور آبهای شور برای خودشان یک جوی مسیری دارند.وهمینطور پیوسته پیش می روند.
حق وباطل هم همینطور می باشد...توی عالم جاری وساری می باشد
هم جوی حق جاری وهم جوی باطل جاری می باشد
بعضی می روند سر این جوی و بعضی می روند سر آن جوی
رگ رگست این آب شیرین و آب شور
درخلایق (درمیان مردم)میرود تا نفخ صور
تاقیام قیامت هم وجود دارد...یعنی تا دنیا دنیاست حق هست

وباطل هم هست...نمی شود همه اش حق باشد . ونمیشود همه اش باطل باشد...
.رگ رگست این آب شیرین و آب شور
درخلایق می رود تا نفخ صور

نیکوان را هست میراث ازخوشاب
آن چه می میراثست اور ثنا الکتاب
می گوید اما انسانهای نیک وخوب میراثشان از این عالم خوش آب
همین آب خوش وشیرین وگوار است.
یعنی اونها فقط از این آب می نوشند یعنی اونها فقط اهل حق اند حق میگویند وحق میشنوند
 ومطابق رفتار. زندگی می کنند آنچه میراثست(آین میراثی است)
همان میراثی که قرآن اینجوری ازش یاد میکند اورثنالکتاب
ما به بعضی ها کتابی که حق است میراث داده‌ایم 
یعنی اینها ازحق بر خور دارند.وباحق زندگی می کنند  نفس می کشند
صبح وشام می کنند .

شد نیاز طالبان اربنگری
شعله ها از گوهری پیغامبری

نیاز انسانهای طالب . انسانهای مشتاق اگرخوب توجه کنی
نیاز شأن چی می باشد ....شعله ها ....شعله های هدایت
ازچی گوهر پیغامبری از گوهر نبوت  از حقیقت نبوت
حقیقت نبوت یک شعله های دارد.یک شعاع های دارد
هر پیغامبری برای خودش انواری دارد....اون شعله ها اون انوار
نیاز انسانهای طالب می باشد.بعضی ها طالب این شعله ها هستند
طالب حق اند مطالب حقیقت اند طالب اون آب شیرین هستند
شد نیاز طالبان گر بنگری(اگر خوب بنگری توجه کنی)نیازشان چی شد
شعله ها ... چراغ ها .....فانوس ها.....شعله ها که برخواسته است از گوهر نبوت پیغامبری اون حقیقت  برخاسته از ذات مقدس نبوت

شعله ها با گوهران گردان بود
شعله آن جانب رود هم کان رود
یک فانوس شما دست بگیر برو به چپ شعله اش می رود به چپ
برو به راست شعله اش هم می رود به راست
 یعنی شعله تابع آن کانون شعله هست ..منشا وخواستگاه شعله هست
هرکجا فانوس باشد شعله همانجاست.
یک شمع دست بگیر برو سمت چپ و سمت راست ازهر طرف بروی شعله وشعاع اش به همان طرف می رود...یعنی هم سو هست وهم راه هست و
هم سمت هست با گوهر خودش با حقیقت خودش وبا منشا وخو‌ستگاه
خودش

شعله ها با گوهران گردان بود.....یعنی شعله با گوهر وحقیقت ومنشا خودشان  گردان می شوند .اینطرف اونطرف می روند
شعله آن جانب رود هم کان رود...شعله به همان طرفی میرد که آن فانوس میرود و آن گوهرش می رود....هدایت مثل این شعله چراغ می باشد.....چطوراین شعله چراغ یک منشای دارد ویک حقیقتی دا رد
هدایت هم یک منشای دارد.یک کانونی دارد. یک معدنی دارد
کانون ومعدن حقیقت...چی می باشد. معدنش چی می باشد 
نبوت.وانبیا و پیامبر ان هستند
هرکجا اینها باشند هدایت هست....وهرکجا نباشند گمراهی وضلالت هست

اللهم صل علی محمد وآل محمد



تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...